نظریه مزلو ، سلسله مراتب نیاز ها

همه ما جملاتی مانند این را شنیدم شکمی که گرسنه است ،عاشق نمیشود یا این که شکم گرسنه خدا نمیشناسد . به راستی دلیل این مسائل در چیست؟ . آیا نیاز های ما مراتبی دارد ، یا همه باهم در تعامل به صورت واحد های مجزا هستند در این مطلب سعی در بررسی کلی نظریه روانشناس برجسته مزلو داریم در نظریه سلسله مراتب نیاز ها بیان شده است.

نظریه شخصیت مزلو

نظریه مزلو یکی از نظریات زیر شاخه الگو های انسان نگر و هستی نگر است نظریه ها این چهارچوب معتقدند ،که آوری هر فرد یکتا است. به علاوه انسان ها ذاتا خوب اند و به سوی تکامل تحول می یابند.
به نظر مزلو هریک از ما تعدادی نیاز ذاتی داریم که رفتار ما را فعال و هدایت میکند اما رفتار هایی که برای ارضا نیاز به کار میگیریم آموختنی است و به این ترتیب تفاوت های فردی شکل میگیرد. این نیاز ها در یک نردبان سلسله مراتبی قرار دارند. که هرچه از پایین به بالا این نردبان حرکت میکنیم، از قدرت نیاز کاسته میشود و سن دستیابی افزایش میاد این نردبان پنج طبقه دارد و نیاز از پایین به بالا عبارتند از :نیاز های فیزیولوژیک (خواب،غذا،آب، جنسی و…)،نیاز به ایمنی، عشق و تعلق داشتن،حرمت خود و خودشکوفایی.و عقیده مازلو بر این بود که برای مطالعه شخصیت بهنجار باید به مطالعه افراد نخبه و خودشکوفایی مراجعه کرد.
خودشکوفایی بالاترین سطح نیاز ها است. برآوردن این نیاز تنها زمانی ممکن است که نیاز های سطوح پایین تر را تحدی برآورده کرده باشیم، مهارت ها، توانمندی ها، وکالتی های خود را بشناسیم و جامعه نیز بستر سازی فرهنگی مناسب را انجام داده باشد. فقط دانشمندان نشستند که میتوانند به خودشکوفایی دست یابند، بله هرکس و هر چند در جامعه می تواند به تحقق توانمندی های خود دست یابد، افراد خودشکوفایی، کسانی اند که ادرارشان از واقعیت درست باشد، نسبت به خود و جهان واقع نگر بوده و حقایق را بپذیرند نه آنکه در خیال زندگی کنند، آنها افرادی ساده و خود انگیخته اند. در برخورد با مشکلات احساس رسالت میکنند. به جامعه انسانی علاقه مندان با این حال نیازمند یک حریم خصوصی برای فکر کردن و تجربه های عارفانه و اوج اند. افراد خودشکوفا بیش از دیگران شکیبا و خلاق اند و کار با جامعه همرنگ میشوند . افرادی که در یک محیط طرد کننده ،کنترل کننده یا ناز پرونده پرورش می آیند و نسبت به توانمندی های خویش تردید دارند و نمیتوانند با جرات ،نظم و پشتکار تلاش کنند ،در دستیابی به خود شکوفایی مکمل خواند داشت .
مزلو با یک نگاه خوش بینانه به انسان ،هم سرشت و هم پرورش ، را در شکل گیری شخصیت مهم میداند و به یگانگی آدمی و اختیار برای انتخاب اعتقاد دارد .
اما این نظریه را نمیتوان کامل دانست ، همان طور که سایر نظریات راهم نمیتوان کامل دانست . به دلیل این که ما بسیاری افراد را می شناسیم که با وجود این که در دورانی به سر میبرند ، که از نظر تغذیه حتی وضع مناسبی ندارند با این حال عاشق میشوند یا افرادی که امنیت ندارند اما به خودشکوفایی می رسند. اما نظریه مزلو با تمام این تفاسیر بسیار کاربردی است .

منبع: مجله اینترنتی کاج درخشان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *