نظریه شخصیت و نگاهی به تعاریف ارائه شده توسط روانشناسان

اگر به ریشه تاریخی شخصیت نگاه کنیم به کلمه پرسونا میرسیم که از ماسک هایی که افراد بازیگر در گذشته بر چهره خود مگیذاشتند می آید و میتوان بخشی از کلیت فرد که دائم همراه او است را شخصیت در نظر گرفت. در این مطلب ما به بررسی نظریه شخصیت میپردازیم.

شخصیت چیست

تعاریف متعددی برای شخصیت ارائه شده است که هر تعریف و نظریه شخصیت ویژگی های خاصی را مورد توجه قرار داده است از جمله تعریف زیگموند فروید که اعتقاد دارد شخصیت حاصل یکپارچگی سه پایگاه روانی بن من و فرامن در سازمان روانی است.

میشل با رویااورد موقعیتی و رفتارگرایی که اتخاذ کرده و آن را الگوی متمایز از رفتار می‌داند که سازش یافتگی هر فرد را با موقعیت هایش در زندگی مشخص می کند.

جورج کلی شخصیت را روش ویژه فرد برای یافتن معنی زندگی در خارج از تجربیات آن می داند.

کتل با روی آورد تحلیل عاملی آن را پدیده‌ای می داند که به ما امکان پیشبینی رفتار شخص در یک موقعیت معین را می دهد.

آلپورت شخصیت را سازمان پویایی از نظام های روانی فیزیولوژیک فرد می داند که افکار و رفتار او را مشخص می کند.

همانطور که پیداست ارائه تعریفی مشخص و واحد برای شخصیت در روانشناسی کار بسیار دشواری است اما مرور تعاریف و نظریه شخصیت روانشناسان نشان می دهد که به رغم واگرایی در ارائه تعریف شخصیت ۵ ویژگی مشترک قابل استخراج است.

این ویژگی ها به شرح زیر است:

  1. کلیت: شخصیتی کل متشکل از مولفه های تشکیل دهنده است که با مجموع اجزای آن متفاوت است و همچون هوش پدیده‌ای استنباطی است.
  2. یکپارچگی یا توحید یافتگی: مولفه های شخصیت در هم تنیده
  3. پویش: مولفه‌های شخصیت بر یکدیگر نیرو اعمال می کنند.
  4. پایداری: الگوهای رفتاری در طول زمان نسبتاً پایدار می ماند بنابراین می توان رفتار را پیش بینی کرد.
  5. تفرد: مسیر تحول شخصیت در فرد به سوی متمایز شدن از دیگران است.

به صورت کلی میتوان شخصیت را اینگونه تعریف کرد: “سازمان پویا و نسبتاً پایداری که فرد را از دیگران متمایز کرده و امکان پیش‌بینی نسبی رفتار فرد را در موقعیت های معین فراهم می کند.”

نظریه شخصیت

نظریه های شخصیت با نگاهی نظام دار به ما می‌گویند که شخصیت چگونه پدید می‌آید، چگونه در طول زمان و زیر تاثیر کدام عوامل تحول می یابند و ساختار آن چگونه است و کدام عوامل در طول زمان می‌تواند آن را تغییر دهند که همه جنبه های زیست شناختی از جمله توارث نسبت به عوامل روانشناختی در چه وضعیتی قرار دارد. برخی از نظریات جامع تر را فراگیرتر و برخی جنبه های کوچکتر را در بر می‌گیرند. هیچ یک از نظریه‌ های موجود نمی‌تواند همه پدیده‌های مربوط به شخصیت را تبیین کند. هر کدام از نظریه ها شخصیت را از یک زاویه نگاه می‌کنند و طبیعتاً در توضیح همان جنبه ها موفق می شوند.

به طور مثال نظریه شخصیت زیگموند فروید که تاکید بسیار قوی به دوران کودکی و مراحل رشدی پنجگانه خود دارد از این زاویه به شخصیت نگاه می کند که محتوای آن در سنین ابتدایی کودکی شکل می گیرد و تا آخر عمر همراه فرد است و تغییرات چندانی در انتهای زندگی و یا پس از بلوغ در آن شکل نمی گیرد. نظریه شخصیت فروید با تاکید بسیار بر نیازهای جنسی از ابتدای کودکی مراحل رشدی خود را بیان کرد که شامل ۵ مرحله است.

  • مرحله اول دهانی
  • مرحله دوم مقعدی
  • مرحله سه التی یا فالیک
  • مرحله چهار نهفتگی
  • مرحله پنجم بلوغ

و در صورتی که نیاز های فرد در هر یک از مراحل برآورده نشود فرد دچار تثبیت شدگی در آن مرحله میشود و بعد ها موجب اختلالات شخصیتی در او میشود در این بین در نظریه شخصیت فروید 3 سیستم یا پایگاه روانی وجود دارد که بن یا نهاد ، من ،فرامن نام دارند نهاد نماینده غیراز و نیاز ها و امیال ما است و فرامن شمال من آرمانی ما میشود که همان تصویری است که ما در ذهن مان داریم که مشتمل آرمانهای ما است و معمولا به وسیله والدین شکل میگرید و وجدان اخلاقی ما نیز در همین بخش قرار دارد و من نیز مسئول ایجاد هماهنگی میان این دو پایگاه روانی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *