سایکوفیزیک چیست؟

شاید متوجه شده باشید صداهایی که در مکان های شلوغ معمولی و عادی است در مکان های خلوت بلند به نظر میرسد در واقع صدا تغییر نکرده بلکه ملاک ارزیابی ما برای صدا تغییر کرده است و به همین خاطر است که زمانی که نمیشه کاری می کنیم صدایی آن بسیار بلند تر به نظر میرسد. سایکوفیزیک کهن ترین بخش رشته روانشناسی است. روانشناسی علمی با سایکوفیزیک فیزیک آغاز شد. نخستین بار در قرن نوزدهم بود که برای اندازه گیری و حواس و کمی کردن اندازه ها اقداماتی صورت گرفت.

گوستاو تئودور فخنر پدر سایکوفیزیک فیزیک است و این اصطلاح را او برای اولین بار به کار برد. سایکوفیزیک از دو کلمه سایکوفیزیک به معنی روان و فیزیک به معنی ملموس و قابل اندازه گیری ترکیب شده است. فخر که فیزیکدان و فیلسوف برجسته ای بود می خواست رابطه بین محرک فیزیکی و ادراک روان شناختی حاصل از آن را بررسی کند. سایکوفیزیک فیزیک جدید نیز با بهبود روشها و مفاهیمی که فخر ارائه کرد به بررسی رابطه بین محرک و احساس و ادراک آن پرداخته است.

آستانه مطلق

حداقل انرژی که میتواند اندام حسی را تحریک کند آستانه مطلق نامیده میشود. اصطلاح آستانه مطلق اصطلاح چندان مناسبی نیست چون نمی توان به میزان واحدی از محرک دست یافت به گونه ای که محرک در سطوح پایین تر از آن قابل تشخیص نباشد یا در سطوح بالاتر همیشه قابل تشخیص باشد. به جای آن معمولا گستره ای از شدنها دیده میشود که در آن انرژی فیزیکی به تدریج از بی اثر بودن به مرحله ای می رسد که اثر نسبی دارد. تغییر در گیرنده های حسی، شرایط آزمودنی، شرایط محیط و ترتیب ارائه محرکه بر اندازه گیری آستانه مطلق موثر است

آستانه اختلافی محرک ها

حداقل مقدار تحریک لازم برای تشخیص دو محرک از یک دیگر آستانه اختلافی نامیده میشود . تفاوت طول موج دو نور باید به حد معدنی برسد تا بتوان آنها را از هم تشخیص داد . تفاوت شدت دو صوت نیز باید به حد معدنی برسد که بتوانیم یک را بلند تر از دیگری تشخیص دهیم .

نظریه استنباط علامت

اساس سایکوفیزیک جدید حاصل پژوهش های کاربردی در پیش و پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا است . هدف اصلی این پژوهش ها تحلیل و بهبود عملکرد مشاهده گران رادیو و رادار در سیستم دفاع هوایی و دریایی گروه دفاع الکترونیک آمریکا بوده است . سرانجام این پژوهش ها تحت عنوان نظریه استنباط علامت مطرح شد .
طبق نظریه استنباط علامت آستانه ای که با روش های مختلف تعیین میشود و از دو عامل تاثیر میگیرد

  1. حساسیت آزمودنی نسبت به محرک
  2. معیار تصمیم گیری آزمودنی

پژوهشگران برای اینکه این دو عامل را از یکدیگر متمایز کنند ، پاسخ های آزمودنی را در موقعیتی که در آن یک علامت و در موقعیتی که در آن یک عامل مزاحم و در موقعیتی که هم علمت و هم عامل مزاحم وجود دارد بررسی میکند .

  1. عامل مزاحم در زمینه موقعیت ، در صورت شدید بودن موجب میشود به غلط صدایی بشنویم یا تشخیص غلط بدهیم مانند وقتی که هندزفری در گوش مان است و حس میکنیم کسی ما را صدا میزند.
  2. وقتی شما انتظار داشته باشد کسی به شما زنگ بزند در ساعت خاصی احتمال دارد که صدایش زنگ تلفن را بشنوید و معیتر تصمیم گیر یشما تغییر کرده است.

منبع: مجله اینترنتی کاج درخشان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *